محمد مفيد مستوفى بافقى
458
جامع مفيدى ( فارسى )
جلوهاى كرد و نهان گشت ز پيش نظرم * آدمىزاده نديدم كه پرىزاده شود ايضا خوبست كه دلدار وفا داشته باشد * چندانكه دلش ميل جفا داشته باشد ما خود سر فتراك جفا كيش تو داريم * فتراك تو آيا سر ما داشته باشد ؟ [ 330 ب ] رنجش ز تو خوبست و ليكن نه ز « سالك » * بايد بروش يار ادا داشته باشد ايضا جواب نامهء ما غير نااميدى نيست * ز دست سودن بال كبوترم پيداست ايضا از ما به اسيران قفس باد بشارت * كز بيضه به يك منزلى دام رسيديم ايضا دشت خالى شد و پر شد ز غزالان كويت * از تو آوارهء شهرند بيابان وطنان ملا كسوتى در سلك شعراى يزد انتظام دارد و اين رباعى از جملهء منظومات اوست ، شعر : اى باده چه همنشين صهبا شدهاى * زاهد تو چه موى بينى ما شدهاى بايد كه به ريش محتسب بند شوى * اى پنبه چه ميخ چشم مينا شدهاى